سلام، ازین ورا؟! چرا مطلب جدید نمیزنی؟!
از روز شنبه (۱۳۹۰/۴/۴) تا روز شنبه (۱۳۹۰/۴/۱۸) یه مسافرت دو هفته ای کوچولو (!) به تهران داشتم… طبق معمول تابستون هرسال.
اما این سفر با تمام سفرهای دیگه فرق داشت. آخه برای اولین بار رفتم سینما! مدت ها می شد که علاقه داشتم برم، اما یا فیلم جذابی (از نظر من) اکران نبود یا وقتشو نداشتم. خلاصه قبل از رفتنم به تهران، تصمیم گرفتم برم و «ورود آقایان ممنوع» رو ببینم.
سه شنبه (۱۳۹۰/۴/۷) … سینما کارون … خیابان رودکی … سانس ۱۸:۳۰ تا ۲۰:۳۰ … سالن یک … ردیف پانزده … صندلی ۳ …
بدلیل تأخیر یکی از همراهان در آماده شدن واسه سینما، ساعت ۱۸:۲۵ رسیدیم. بلیط رو که دیدم، با خودم گفتم: “ای دل غافل! یه بار هوس سینما رفتن کردیم، باید دور از پرده بشینیم.” همین که وارد شدیم، دیدم که نه خوشبختانه (البته فعلاً) شماره ردیف ها از آخر سالن به طرف پرده هست و ما در اصل ردیف چهارم بعد از پرده هستیم! پفک و آب و تخمه رو آماده کردیم و چشم به پرده دوختیم. طبق معمول آنونس های تبلیغاتی ابتدای فیلم… شانس که نداریم؛ فیلم “سیزده ۵۹″ هم که قرار بود اکران بشه، اومد رو پرده… با اون صدای بالای تیراندازی و عربده کشی های بازیگرانش، مجرای دوتا گوشم کاملا باز شد! یه کمی زیادی جلو بودم. چشم هام اذیت میشد؛ چون تمام صفحه در دید مستقیمم قرار نمی گرفت و باید چشام رو دم به دقیقه میچرخوندم!
فیلم شروع شد و تموم شد! عالی بود… جز یکی دو دیالوگ که واسه بچه مچه ها زیاد خوب نیست (!)، خیلی عالی بود. فیلمی کمدی و بسیار زیبا، بدون تکیه بر هجو. و این بدون شک حاصل همکاری افرادی باتجربه است. رامبد جوان، پیمان قاسم خانی، رضا عطاران، ویشگا آسایش، فلامک جنیدی، ۴ تا شیمیدان المپیادی و …
حتما در اولین فرصت این فیلم رو ببینید…










می بینم که ماشاءالله هزار ماشاءالله بزنم به تخته بزرگ شدی و پشت لبت سبیل سبز شده کم کم باید بابا آستین ها رو برات بالا بزنند. ببینم می توانی تبدیل به صدر المتاهلین بشوی یا نه ؟ واقعا دفعه ی اولت بود به سینما می رفتی ؟ بابا خیلی بچه مثبتی ولی همون بهتر که نرفتی با این فیلمهای مزخرف در پیتی!!
- من که هنوز بچه ام و امیدوارم همینطور بچه بمونم! ترک دوران کودکی خیلی سخته… تا اون وقت راه زیادی مونده… هفت مرغ عشق را عطار خورد/ ما هنوز اندر خم یک جوجه ایم
- “صدرالمتألهین” ؟؟ “من” ؟؟
- آره دیگه!